حکایت من حکایت کسیه که عاشق دریا بود اما قایق نداشت
دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت
زجر کشید اما ضجه نزد
زخم خورد اما زخم نزد
زخم داشت و ننالید
گریه کرد اما اشک در نیاورد
وفا دار بود اما وفا ندید
حکایت من حکایت کسی است که پر از فریاد بود،اما سکوت کرد تا همه صداها را بشنود

ما را در سایت خاطرات آدم برفی دنبال میکنید
برچسب: حکایت من حکایت,حکایت من حکایت کسیست,حکایت من حکایت کسیست که,حكايت من حكايت,حکایت, حکایت قهوه,
نویسنده:
بازدید: 54