صبح بیدار میشوی به زور یا بی زور از جا بلند میشوی صبحانه خورده نخورده پی کارت میروی و باز شب خورده نخورده به خواب میروی . فردایش تعطیل است ظهر با زور اینبار بیدار میشوی صبحانه و نهار را باهم میخوری با زور میخواهی خوش بگذرد شب با زور میخوابی همه چی بازور و بی زور معنی زندگی یعنی اجبار یا که بی اختیار ؟
به دنبال تفسیر چه میگردیم خود بی خودیمان یا بی خود خودیمان که مدفون شده زیر اوارهای روزمرگی ؟!
خرابه های تکه تکه شده از آخرین دیدار های بی خداحافظی ، پازل های چیده نشده ی زوج های نامرتب ، فلش های برگشت خورده از پنج برعکس و..
هنوز هم باید به دنبال معنای زندگی بگردیم ؟!
# نرگس
خاطرات آدم برفی...ما را در سایت خاطرات آدم برفی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 35